وقتی که......................

 

وقتی که شوق دیدنت افتاد در دلم

با جمعی از نگاه تو حل شد مسائلم

من از تبار رخوت یک درد آمدم

من با سکوت مبهم شعرم معادلم

آوار کن صدای غم انگیز چاه را

تا چکه چکه گل کند این روح غافلم

آری نجف چکیده ی اشعار شیعه بود

درآسمان واژه ی این ماه کاملم

در کوچه های غربت این شهر مانده ام

یک کوفه بی وفایی و حیرت مقابلم

در جذر ومد عشق تو دریا شدم علی

وقتی که موج یاد تو آمد به ساحلم

 السلام علیک یا علی بن ابیطالب

جاذبه

 

با سرعت نور رفتی و من ماندم

قانون خیانت دلت را خواندم

در جاذبه ی نگاه تو محو شدم

تا اوج فلک غرور  خود را راندم

یا فاطمه(س)

 

 

آقا جان!

موکول میکنم گله ی جمعه را به بعد

امروز حال مادرتان روبه راه نیست

.....رباعی.........

 

چای و غزلی به عشق تو دم کردم

 من شعله ی این سکوت را کم کردم

صیادشدی شکار کردی دل را

با دیدنت آهو شدم و رم کردم