به بهانه تولد همسرم * سید احسان طیرانی*


و متقارن شدن تولد ایشان با عید سعید غدیر


باتوشب ها چه نیازیست که ماهی باشد

فقط ای کاش تو باشی و نگاهی باشد1

مثل دریایی و از حال خودم می دانم:

عشق ما قصه دریاچه و ماهی باشد

همه ی شهر زلیخا بشود حرفی نیست

در وجود تو محال است گناهی باشد

یوسفی و دل من خون شده از دیدن تو

کاش در خانه ما نقشه چاهی باشد

تا بهشت از دل من راه زیاد است ولی

باید از پنجره ی چشم تو راهی باشد

چشم تو چشمه ی  شعر همه ی مردم شد

پلک را بسته ای و قافیه  ها یم گم شد

می شود با من و احساس دلم بد باشی؟

یا که یک لحظه تو در عشق مردد باشی؟

نه محال است تو از نسل علی هستی و نور

با تو خوشبخت ترین هستم و سرشار غرور

با تو سر سبز ترین فصل فقط پاییز است

عطر لبخند تو در شعر خیال انگیز است

تو که باشی همه سال فقط آبان است

شاه بیت غزل و مثنوی ام *احسان* است


عید غدیربزرگترین عید مسلمین مبارک


1- "با تشکر از جناب آقای تاج محمدی"